سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
472
تاريخ ايران ( فارسى )
كه در مقابل دشمن سواره حملههاى آنها انقدر فائدهبخش نبود ، گذشته از اين زوبينهاى آنها بمسافت تيرهاى پارتى كه بر تيرهاى تيراندازان رومى مزيت داشت نميرسيد . اما سواره نظام رومى و آن هرچند از حيث تعليمات نظامى و نيز از حيث اسلحه ممتاز بود ولى در اين جنگ حريف سواران پارتى نبوده است و بعلاوه چنان كه مذكور داشتيم عدهشان هم در اينمورد نسبت بسواران پارت كم بود . جنگ كاره يا حران 53 قبل از ميلاد بعد از گذشتن از فرات كراسوس سه چهار منزل پيش رفته تا اينكه برودخانهء بليك « 1 » رسيد . اين نقطه بمسافت سى ميل از كرهه ( كاره ) واقع شده و محل نامبرده همان شهر حران است كه در كتاب مقدس ذكرى از آن به عمل آمده است . در اينجا روميان ناگهان بقشون پارت برخورده و اريامنس كه از روى نوشتجات پاوتارك ، سورنا را در خفيه از حركات و مقاصد قشون روم باخبر ميساخت و براى منفعت خودش جدّا براى استيصال روميان كمر بسته بود بيك بهانهاى از اردوى كراسوس خارج شده ملحق بقشون پارت گرديد . سردار روم كه باطلاعات ناقص خويش اعتماد داشت عوض اينكه قشون خسته و تشنهء خود را امر باستراحت نمايد بيدرنگ آنها را بميدان جنگ سوق داده و همچو خيال كرد كه به آسانى ميتواند بر حريف غالب آيد . اما سورنا شمارهء قشونش را از دشمن پنهان داشته علاوه هيمنه و شكوه اسلحهء آنها را هم بواسطهء پوشاندن در پوستها و رداها ظاهر نمينمود كه در آنزمان اين مسئله از نظر تاثيرات اخلاقى و روحى مهم شمرده ميشد ، ولى همين كه بقشون روم نزديك شدند اول طبلهاى مخصوصى كه در جنگ براى تحريص سپاهيان داشتند كوفته و از صداى مهيب و ناهنجار آنها ( كه شبيه به نعرهء جانوران درنده بود ) رعب و هراسى در دلها انداختند . سپس پوستها و روپوشها را از سلاحهاى خود كنده و كلاهخودها و جوشنهاى رخشان مثل شعلهء آتش بجلوه درآمدند ، دستجاتى هم كه در پستيهاى زمين پنهان شده بودند بميدان تاخته و خودشان را بدشمن نمودار كردند . موافق نوشتجات پلوتارك
--> ( 1 ) - Belik .